بدون عنوان
خدای من اونقدر در خونه ات رو می زنم تا جوابمو بدی....
سلام جوجوی مامانی الان از مرتب کردن خونه تموم شدم بابایی هم رفت بیرون
قراره زنگ بزنه باهم بریم دور بزنیم از فردا دوباره خسته ت میکنم آخه باید با هم بریم دانشگاه تا مامانی از درساش عقب نمونه این هقته دستا وپاهای خوشکلت رشد می کنن بزرگ میشن الهی قربونت برم.
دلم گرفته
آخه مامان بزرگ از دستمون نارحته خوب چیکارکنیم دیگه ما که نمی تونستیم بمونیم خیلی خسته بودیم مگه نه گلم؟
فردا عصر که بر گردیم خونه دوباره برات مینوسم بازم دوست دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
